السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )
142
ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى )
--> - هنگام ارادهء اين معنا ، به جاى معدوم مطلق ، عدم مطلق گفته مىشود . ب : چيزى كه هيچ نحوه ثبوتى ندارد ، نه در ذهن نه در خارج و نه در هيچ وعاء ديگرى . يعنى چيزى كه در هيچ مرحلهاى لباس هستى به تن نكرده است . معمولا از « معدوم مطلق » همين معناى اخير اراده مىشود . قضيهء « المعدوم المطلق لا يخبر عنه » در هر دو صورت صادق است ، هم در مورد معناى اول و هم در مورد معناى دوم . امّا با يك تفاوت و آن اينكه از معدوم مطلق به معناى اوّل تنها اخبار ايجابى نمىتوان داد ، ولى اخبار سلبى - كه شامل موجبهء معدوله نيز مىشود - از آن مانعى ندارد . اما از آن اخبار ايجابى نمىتوان داد ، به خاطر آنكه لا شىء محض است ، نيستى صرف است ، و نيستى صرف هيچ صفت وجودى ندارد تا بر آن حمل شود . امّا از آن اخبار سلبى مىتوان داد ، به خاطر آنكه معدوم مطلق ، اگرچه خودش در خارج تحقق ندارد ، امّا مفهومش در ذهن هست ، و همين ثبوت مفهومش در ذهن مصحح آن مىشود كه بتوان قضايايى را تشكيل داد و اوصاف و كمالاتى را كه عدم مطلق ندارد از آن سلب كرد . امّا معدوم مطلق به معناى دوم ، موضوع هيچ قضيهاى قرار نمىگيرد ، و هيچ چيزى دربارهء آن نمىتوان گفت ، نه به نحو ايجاب و نه به نحو سلب . چون به محض آنكه بخواهيم اشارهاى به آن كنيم و موضوع قضيهاى قرارش دهيم ، به آن ، وجود ذهنى دادهايم ، و آنچه را معدوم مطلق فرض كردهايم ديگر معدوم مطلق نخواهد بود . با توجه به اين بيان دانسته مىشود كه وقتى مىگوييم « از معدوم مطلق - به معناى دوم - اخبار نمىشود » مقصود آن است كه دربارهء آن نمىتوان حكمى صادر كرد كه موضوعش « همان چيزى باشد كه در هيچ وعائى تحقق ندارد . » به عبارت ديگر مىخواهيم بگوييم : محال است قضيهاى داشته باشيم كه موضوع آن قضيه به حمل شايع معدوم مطلق باشد ، چون به محض اينكه آن چيزى كه در هيچ وعايى تحقق ندارد ، موضوع قضيه قرار گيرد ، در ذهن موجود مىگردد ، و ديگر معدوم مطلق نخواهد بود . و پر واضح است كه اين بيان ، قضايايى را نفى نمىكند كه با عنوان ثانوى ، مانند عنوان « معدوم مطلق » ، تشكيل مىگردد ، بلكه تنها قضايايى را نفى مىكند كه موضوع آن عنوان اوّلى شىء معدوم است . با توجه به توضيحات فوق به خوبى روشن مىشود كه قضيهء « المعدوم المطلق لا يخبر عنه » ناقض خودش نيست ؛ زيرا اگر مقصود از معدوم مطلق ، معناى نخست آن باشد ، اخبار سلبى از معدوم مطلق را نفى نكردهايم ، و قضيهء موردنظر اخبار سلبى است نه ايجابى . و اگر مقصود از معدوم مطلق معناى دوم آن باشد ، قضايايى را نفى كردهايم كه موضوعشان به حمل شايع معدوم مطلق است ، حال آنكه موضوع قضيهء موردنظر به حمل اولى معدوم مطلق است ، اما به حمل